العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
151
شرح كشف المراد ( فارسى )
( 4 - خداوند ضد ندارد ) چهارم از صفات سلبيه خداوند اينست كه خداوند ضد ندارد و واجب الوجود بودن لذاته حق مقتضى ضد نداشتن است توضيح اينكه : ضدّ به دو معنا استعمال مىشود : 1 - گاهى ضد به همان معناى مشهور منطقى به كار مىرود كه : الضدان امران وجوديان لا يجتمعان فى موضوع واحد و به بيان ديگر : ضدان عبارتند از دو امرى كه چون به يك موضوع يا محل عارض شده و حلول كنند يكى ديگرى را نابود مىسازد و هرگز مجتمع در وجود نخواهند بود همانند سياهى و سفيدى در جسم واحد كه محال است در آن واحد جسم واحد هم اسود و هم ابيض باشد . حال ضدّ به اين معنا براى واجب الوجود متصور نيست زيرا به زودى خواهد آمد كه خداوند در محل و موضوعى حلول نمىكند . 2 - و گاهى ضد اطلاق مىشود بر دو امرى كه با يكديگر هم قوه و هم توان و هماورد هستند و هر كدام ديگرى را از تأثير گذاردن منع مىكند فى المثل در اين سالن بزرگ اگر دو عامل باشد يكى حرارتزا و گرما آفرين و ديگرى برودتزا و سرما آفرين و نيروى تعبيه شده در هر دو مساوى باشد مىگوئيم : اين دو ضدانند يعنى هر يك مانع است از اينكه ديگرى تأثير گذارده و حرارت ايجاد كند و يا برودت بيافريند . حال خداوند به اين معنى هم ضد ندارد يعنى موجودى در هستى نيست كه هماورد ذات حق باشد و او را از تأثير و ايجادگرى بازدارد چون در صفت اول ثابت شد كه شريكى براى خدا نيست و در صفت دوم هم ثابت شد كه خداوند مثل ندارد امير المؤمنين ( عليه السلام ) در خطبه 228